تبليغاتX
سکوت سرشار از ناگفته هااست

تو هم با من نبودي

مثل من با من

و حتي مثل تن با من

تو هم با من نبودي

آنكه  مي پنداشتم

بايد هوا باشد

و يا حتي

گمان مي كردم اينطور

بايد از خيل خبر چينان

جدا باشد

تو هم با من نبودي

تو هم با من نبودي

تو هم از ما نبودي

آنكه ذات درد را

بايد صدا باشد

و يا با من چنان هم سفره ي شب

بايد از جنس من و عشق و خدا باشد

تو هم از ما نبودي

تو هم مومن نبودي

بر گليم ما

و حتي بر حريم ما

ساده دل بودم كه مي پنداشتم

دستان نا اهل تو بايد مثل هر عاشق

رها باشد

تو هم از ما نبودي...

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط علی |